گسترش دامنه نظریه پردازی در الگوی اسلامی ایران پیشرفت

[ad_1]

وی که از اعضای مؤسسه الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت و استاد دانشگاه تربیت مدرس است، درباره گستره نظریه پردازی در الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت اظهار نظر کرد.

به گزارش ایسنا، متن سخنان غلامحسین رحیمی به شرح زیر است:

«در سیر تحول و تکامل جامعه، تبیین سازگاری دوگانگی‌ها که در نگاه اول متناقض به نظر می‌رسند، ممکن است انگیزه انسان را افزایش دهد. مثلاً علم و دین هر جنبه خاصی از حقیقت را بررسی می کنند و با یکدیگر منافاتی ندارند. مانند پیشرفت و عدالت، دو مفهوم مرتبط با یکدیگر وجود دارد که ارتباط نزدیکی با هم دارند. در اسلام هیچ تعارضی بین ثروت و معنویت وجود ندارد، بنابراین برای ارتقای معنویت در بسیاری از جامعه باید حداقل های اقتصادی را تضمین کرد. بنابراین الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت در برنامه نهم خود به این موضوع می‌پردازد:

بر اساس راهبرد پیش بینی شده در الگوی پیشرفت اسلامی ایرانی، یادداشت زیر به بررسی ابعاد این راهبرد در کار علمی علمای اسلام می پردازد.

کاوش های عمومی نشان می دهد که در تمدن اسلامی فیلسوف و حتی دانشمند سکولار در علوم طبیعی (به جز چند نمونه) نداشتیم; یعنی دانشمندی که علم الهی و علم فطری او ربطی به هم ندارند و هر دو نافرمان ایمان او هستند.

پس ترسی به نام ناسازگاری مضاعف علم و دین وجود نداشت. سؤال اساسی این است که حکمت (نظری) دوره اسلامی چگونه باعث ایجاد همبستگی، تعامل و سازگاری بین فطرت و الهیات شد؟

بحث پیچیده ارتباط و تعامل بین الهیات (فلسفه الهی) و علوم طبیعی (علوم طبیعی) در حال حاضر مستلزم استفاده از منابع دانشمندان قبلی است که احتمالاً این سازگاری را ایجاد کرده اند. نگارنده بر این باور است که علمای اسلام این ارتباط را از منظر علمی و بر اساس اعتقاد دینی در سه موضع اصلی انجام داده اند:

1- مشارکت در مبانی حقوقی علوم طبیعی و الهی:

حکمت وجه اشتراک علوم الهی و طبیعی در تعریف، تبیین و تبیین علم و دانش، تعیین موضوعات، تفکیک انواع و ترتیب ابواب و تبیین محتوا بود. در نتیجه، همه علوم حوزوی، با وجود تنوع موضوعات و حتی تفاوت در روش های کسب علم، بر مبنایی واحد و چارچوبی جامع مبتنی بر هستی شناسی پدیدآورندگان و حکمت مبنا تکیه کردند.

به عبارت دیگر، حکمت مبنای تلفیق نظری علم و دین و نقطه آغاز مطالعات الهیاتی (شناخت موجودات عالم) بود.

2- مشارکت در اصول (خیالی و اثباتی) علوم طبیعی و الهی:

به طور خلاصه، اصول خیالی و اثباتی علوم طبیعی و الهی رایج، متقابل تأثیرگذار و مورد معامله بود. اصول خیالی مفاهیمی چون وجود، جسم، ماده، امتداد (شکل جسمانی)، زمان، مکان، حرکت، سکوت، طبیعت و میل هستند. به گفته حکیم مسلمان، این اصول هم جنبه الهی داشت و هم جنبه طبیعی. از جمله اصول تصدیقی می توان از مبانی متعارف و مبانی موضوع علوم طبیعی و الهی نام برد:

الف. همان اصول متعارف; مبانی متعارف حکمت نظری چیزهایی هستند که علوم طبیعی و الهی آنها را بدیهی می دانند و می پذیرند…

ب- اصول موضوع تعاملی:

مبانی موضوع یکی از مهمترین اشتراکات علمی در حکمت نظری است. مبانی موضوع نیز شامل دو تفسیر فلسفی (عقلی) و طبیعی (تجربی) است.

3- تأثیر باورهای دینی، انگیزه های ایمان و الهام قلبی در بررسی موجودات طبیعی و ماوراء طبیعی:

دو مشکل اصلی برای بهره برداری از این میراث عظیم و پیچیدگی که آن را به تفکر وا می دارد.

اولاً، الهیات قدیمی (و موجود) را نمی توان با دانش طبیعی جدید مرتبط کرد. زیرا علمای اسلام با معرفی و تبیین مفاهیمی چون جوهر و عرض، ماده و صورت، ماده و مجرد، جنسیت و فصل و نوع، عقل و روح و جسم، عقل چندگانه، نظریه خاص بهشت، ماهیت اربعه و اربعه. و از سوی دیگر تعابیر خاصی از نیرو و فعل، علت و معلول یا حرکت و بی حرکتی این پیوندها را ایجاد کرده است. در حال حاضر امکان استفاده از این مفاهیم وجود ندارد، زیرا این مفاهیم در قرن های اخیر پس از رشد و توسعه علوم طبیعی جدید تکامل نیافته اند.»

انتهای پیام/

[ad_2]
source

درباره ی admin_asooweb

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.